متن موزیک پاییز مسموم از احسان خواجه امیری

متن آهنگ احسان خواجه امیری «پاییز مسموم»
 
نگاه آسمون خیس چشاش
غرق ستاره یه دست سبز
و آروم که قلبش بی قراره
شبا رو شونه ی کوه که سر میذاره مهتاب زمین خورشیدو انگار داره میبینه تو خواب
یه احساس نگفتس
نمیدونم چه حالی خدا
نزدیکه انگار تموم این حوالی
 
چه آدما تو این دشت به سختی دل سپردن به همدیگه چه آسون رسیدن اما مردن
نسیمی اومد از راه
که بوی داس میداد نفسهارو  درو میکرد به جون خاک افتاد
کبوترها رو پر داد گلارو کاغذی کرد تو اشک بچه گم شد لب خشک زن و مرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات